داشتم کمد  و مرتب میکردم این شعر رو یه تیکه کاغذ لای دفتر های شعر قدیمم پیدا کردم.

نمیدونم ازکیه

ولی نوشتنش مربوط به 9 سال پیشه

واقعا که این ثانیه ها نا مردند لحظه های خوب زندگی و خاطرات گذشته .... همه همه دیگه برنمیگردند

چقدر ثانیه ها نامردند

گفته بودند که بر می گردند

برنگشتند و پس از رفتنشان

بی جهت عقربه ها می گردند

آوای ثانیه های پر غم

چه بلایی به سرم آوردند

نه به چشمم افقی بخشیدند

نه ز بغضم گره ای وا کردند

لحظه ها همهمه هایی موهوم

لحظه ها فاصله هایی سردند

آه بگذارید  ز پیشم بروند

لحظه هایی که همه بی دردند

 

/ 0 نظر / 3 بازدید