2

مطلب جدید

 بازم امروز و  دیشب گریه کردم نمیدونم چرا دلم این قدر پره چرا گریه هام تمومی نداره چرا این قدر ضعیفم چرا بی دلیل و با دلیل گریه میکنم چرا بی خودی به همه گیر میدهم چرا هیچی خوشحالم نمیکنه

 نبودنشون هر دو تا شون  میگم دخترکم و عشقم شوهرعزیزم   عذابم میده  دلواپسم  اشفته ام  گریانم

اما وقتی در کنار هم هستیم اون قدر  که باید خوشحال نیستم این نهایت ارزوی منه که با هم باشیم ولی از این انتهای ارزوم هم دل شاد نیستم چرا من این قدر ...

پر توقع عصبی و شاکی شکاک و اگه بخوام بگو بازم باید بگم هر چی که بده  من دارم اعصاب خورد کن هر شب در حال ابغوره گرفتن هر روز این جور

 

/ 0 نظر / 4 بازدید